شهمردان بن أبى الخير رازى
63
روضة المنجمين ( فارسى )
شتوى اى « 1 » زمستانى و بر طبع پيرى بوذ سرد و تر ، و همچنين اوّل هر برجى را ازين چهار فصل منقلب خوانند و آن حمل و سرطان و ميزان و جدى است كه آفتاب چون درين برجها آيذ از فصلى تا فصلى رانده باشذ « 2 » و انتقال و [ انقلاب ] كرذه . و دوم هر فصلى را ثابت خوانند و آن ثور و اسد و عقرب و دلو است چه اينجا بر طبع خويش قرار گيرذ و ثابت بوذ و سوم را ذو جسدين [ خوانند ] و آن جوزا و سنبله و قوس و حوت است چه از فصلى بفصلى ديگر همىپيوندذ و اين طبع دارذ و بذان [ طبع ] ديگر همىشوذ و همچنين از پيش آن گفتيم كه اركان چهار است پس اين برجها بر اين چهار ببخشيذند هريك را سه برج آمذ بر مثلّثه يكديگر ، اوّل مثلّثه حمل و اسد و قوس كه نارىاند جامعه خوانند اى « 1 » گردآينده ، « 3 » دليلست بر نيكويى معيشت . دوم ثور و سنبله و جدى كه ارضىاند معطيه گويند اى « 1 » دهنده و دليل است بر توانگرى [ و خواسته ] . سوم جوزا و ميزان و دلو كه هواىاند مبذّده گويند اى « 1 » پراكنده گويند و دليل است بر سخاوت . و چهارم سرطان و عقرب و حوت كه مائىاند اخذه گويند اى « 1 » گيرنده . و دليلست بر درويشى الّا كه مسعود بوذ و از بهر آن بر اين جمله بايست تا نسبت ميان نارى كه فراز است يا ارضى كه زير است هم چندان بوذ كه از هوايى تا مائى ، و اين بيشتر دليلها و بخشش و طبع در جذول نهاذيم تا آسانتر و پيذاتر بوذ و اللّه اعلم و احكم بالصواب .
--> ( 1 ) . اى - يعنى ( 2 ) . در ساير نسخهها : « از فصلى به فصلى آمذه باشد » ( 3 ) . در نسخههاى ديگر : « گردآرنده »